تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۴:۱۴
محمدی فعال رسانه ای نوشت:
ملی شدن صنعت نفت ایران و مخالفان آن
محمدی فعال رسانه ای نوشت: شاخص‌ترین مخالفان ملی شدن صنعت نفت، نمایندگانی بودنی که حیات و ممات خود را در خشنودی ملکه انگلستان می‌دیدند و ازآنجایی‌که در دهه 1320 انگلستان نفوذ زیادی در میان نمایندگان مجلس ملی داشت و همیشه بخشی از نمایندگان که عمدتاً از نواحی جنوب کشور بودند به‌نوعی از سیاست‌های...

به گزارش سرویس اقتصادی عصر مُهر، علی محمدی دانشجوی دکتری علوم سیاسی و فعال اجتماعی، رسانه‌ای در یادداشت خود در خصوص ملی شدم صنعت نفت نوشت: تصویب ملی شدن صنعت نفت ایران یکی از نقاط عطف تاریخ کشورمان می‌ که با وحدت بین نیروهای ملی به رهبری دکتر مصدق و نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی در تاریخ 29 اسفند 1329 رقم خورد و باعث کوتاه شدن دست غربی‌ها از نفت ایران گردید. این اتفاق تاریخی باعث شادی و شعف همه میهن‌پرستان کشورمان گردید و امید را در دل ایرانیان زنده کرد.

در این رهگذر همانند سایر ادوار تاریخی، کسانی بودند که بنا به دلایلی با ملی شدن صنعت نفت مخالف بودند که در این یادداشت سعی می‌کنیم به‌صورت اجمالی به آن بپردازیم.

شاخص‌ترین مخالفان ملی شدن صنعت نفت، نمایندگانی بودنی که حیات و ممات خود را در خشنودی ملکه انگلستان می‌دیدند و ازآنجایی‌که در دهه 1320 انگلستان نفوذ زیادی در میان نمایندگان مجلس ملی داشت و همیشه بخشی از نمایندگان که عمدتاً از نواحی جنوب کشور بودند به‌نوعی از سیاست‌های این کشور همساز و همراه بودند و یکی از این همراهی‌ها مخالفت با ملی شدن صنعت نفت کشورمان بود.

مخالفان دیگر ملی شدن صنعت نفت، عده‌ای از سیاستمداران کهنه‌کار و استحاله شده‌ای همچون قوام‌السلطنه بود که سیاست "موازنه مثبت" را دنبال می‌کردند و معتقد بودند که در قبال هر امتیازی که به یکی از قدرت‌های بزرگ داده می‌شود باید امتیاز مشابهی را به قدرت‌های دیگر داده شود تا آن‌ها در ایران رودرروی یکدیگر قرار بگیرند و هیچ‌کدام نتوانند به‌طور کامل بر ایران مسلط شوند که به دنبال این نظریه، احمد قوام در زمان نخست‌وزیری خود پیشنهاد اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی‌ها و اعطای امتیاز نفت جنوب شرقی به آمریکایی‌ها را مطرح کرد که هیچ‌کدام عملی نشد.

از دیگر مخالفان می‌توان به حزب توده اشاره کرد که همواره به دنبال عملی کردن سیاست‌های روس‌ها در ایران بود. به‌طوری‌که آن‌ها از اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی حمایت می‌کردند که این خود به معنی مخالفت با ملی شدن صنعت نفت بود.

شماری دیگر از سیاستمداران هم عدم توان فنی و علمی کشور در اداره تأسیسات و پالایشگاه‌های نفتی را دلیل مخالفت خود قلمداد می‌کردند و عنوان می‌داشتند که ما ازلحاظ فنی و علمی در سطحی نیستیم که بتوانیم مستقلاً این تأسیسات را هدایت و اداره کنیم. به همین دلیل پیشنهاد می‌دادند که قراردادهای نفتی تغییر کند و سود حاصل از صنعت نفت به‌صورت 50 درصد میان ایران و شرکت نفت تقسیم گردد. از معروف‌ترین چهره‌های این گروه علی رزم‌آرا بود که قبل از دکتر مصدق به نخست‌وزیری رسید که در نطق معروف خود اعلام کرد؛ ما نمی‌توانیم یک لولهنگ (آفتابه گلی) بسازیم پس چطور می‌خواهیم صنعت نفت خود را اداره کنیم.

همین اظهارنظرها و مخالفت‌های رزم‌آرا باعث شد تا توسط فداییان اسلام ترور شود و به قتل برسد و زمینه برای ملی شدن صنعت نفت در مجلس ملی فراهم شود.

یکی از کسانی که هرگز در قبال مطالبه غربی‌ها نمی‌توانست مقابله کند شخص شاه بود که در تمام دوره سلطنت خود ملاحظه غربی‌ها و بخصوص آمریکایی‌ها را داشت. وی از مواجه مستقیم با آنان در هراس بود و نمی‌خواست با ملی شدن صنعت نفت رودرروی انگلستان قرار بگیرد. چنانکه بعد از کودتای 28 مرداد هم با تشکیل کنسرسیوم امتیازات نفت سهمی را به امریکا و انگلستان اعطا کرد تا آن‌ها را راضی نگه دارد.

در نقطه مقابل سیاستمدارانی همچون دکتر مصدق و اعضای جبهه ملی ایران و نیروهای مذهبی که پشتوانه مردمی را هم داشتند قائل به سیاست "موازنه منفی" بودند. آن‌ها معتقد بودند که هیچ امتیازی به هیچ‌یک از کشورهای خارجی نباید داده شود تا قدرت‌های دیگر به استنادان مدعی امتیازات مشابه نشوند تا استقلال و منافع ملی ایران را با خطر مواجه نکنند./

پایان پیام/224224



پربیننده ترین

نظر شما

نام
ایمیل شمــا
نظــــر


نظرات بینندگان
ملی شدن صنعت نفت ایران و مخالفان آن

نظرسنجی

آرشیو
شما بیشتر از چه طریق اخبار را دنبال می کنید؟

آخرین عناوین

پربازدید ترین

آرشیو