تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۶:۵۷
کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه تربیت مدرس تهران نوشت:
ترامپ ادامه‌دهنده سیاست محور آسیای اوباما در جنوب شرق آسیا است
جمالی پور کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه تربیت مدرس تهران نوشت: در دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری‌های ایالات‌متحده نیز مشاهده می‌کنیم که همواره برخلاف شعارهایی که در زمان انتخابات سر می‌دهند با استفاده از نظریه رئالیسم تهاجمی (واقع‌گرایی تهاجمی) روی به بی‌ثباتی در کشورهای مختلف...

به گزارش سرویس سیاسی عصر مُهـر، محمدعلی جمالی پور کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه تربیت مدرس تهران در یادداشت خود و در خصوص سیاست‌های دولت آمریکا و ترامپ نوشت: نظریه واقع‌گرایی تهاجمی، معتقد است: ازآنجاکه امنیت و بقاء هرگز در سیستم بین‌الملل تأمین نمی‌گردد و دولت‌ها خواهان دستیابی به حداکثر امنیت با افزایش قدرت نسبی خود هستند. درواقع آن‌ها به دنبال برنامه‌ای هستند که سود آن از هزینه‌اش بیشتر باشد و به‌عبارتی‌دیگر دستیابی به حداکثر امنیت، از طریق به حداکثر رساندن قدرت نسبی خودپاسخ عقلانی به وضعیت آنارشی است و این نظریه توسط استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو آمریکا و افسر سابق نیروی هوایی این کشور جان مرشایمر ارائه‌شده است.

والتز معتقد است که کشورها دارای شماری از اهداف ازجمله بقاء تا سلطه جهانی هستند، اما اولین نگرانی آن‌ها دستیابی به حداکثر امنیت است و این شخص معتقد است اولین علاقه و هدف دولت‌ها دستیابی به حداکثر قدرت نیست بلکه حفظ موقعیت خود در سیستم، اولین هدف آن‌ها است و می‌توان این نتیجه را از نظریه واقع‌گرایی تهاجمی در روابط بین‌الملل گرفت که دولت‌ها خواهان به حداکثر رساندن قدرت نسبی خود نیستند بلکه خواهان مقابله با کشورهایی هستند که مانعی در جهت دستیابی آن‌ها به اهدافشان به‌حساب می‌آیند.

در دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری‌های ایالات‌متحده نیز مشاهده می‌کنیم که همواره برخلاف شعارهایی که در زمان انتخابات سر می‌دهند با استفاده از نظریه رئالیسم تهاجمی (واقع‌گرایی تهاجمی) روی به بی‌ثباتی در کشورهای مختلف آورده‌اند و درواقع معتقد هستند که امنیت و هژمونی (برتری) ایالات‌متحده در بی‌نظمی کشورها است.

قاعدتاً کشوری که با انزوای کامل از جنگ جهانی اول و با استفاده از دادن وام‌های کلان به کشورهای جنگ‌زده اروپایی و همچنین با استفاده از دیپلماسی دلار (کمک‌های مالی به کشورهای آمریکای لاتین) و از طرفی دیگر با حضور قدرتمند در اواخر جنگ جهانی دوم و تسلیم کردن ژاپن با بمب‌های اتمی و درنهایت با اجرای طرح مارشال در اروپای غربی تشکیل سازمان ملل خود را به‌عنوان کشوری ناجی در نظام بین‌الملل و همواره در تلاش برای نشان دادن کشور برتر هستند.

در دوران ریاست‌جمهوری‌های ایالات‌متحده مشاهده می‌کنیم که هرکدام به نحوی با ایجاد بحران در نظام بین‌الملل به دنبال بی‌ثباتی در منطق مختلفی از جهان بوده‌اند و در زمان بوش پدر در رأس ائتلاف بین‌المللی متشکل از برخی کشورهای غربی و حاشیه خلیج‌فارس برای آزادسازی کویت از اشغال عراق وارد عمل شد.

جرج بوش پسر با انحراف افکار عمومی از سال 2001 جنگ در افغانستان و در سال 2003 با انحراف افکار عمومی جنگ در عراق را آغاز کرد و دولت آیزنهاور به بهانه جلوگیری از کمونیسم جنگ در ویتنام و مطرح کردن جنگ ستارگان و ماجرای مک فارلین حضور ایالات‌متحده آمریکا در کودتای 28 مرداد (آیزنهاور) در زمان پهلوی و ادامه حضور و دخالت در کشور هستیم.

در دوران ریاست جمهوری اوباما شاهد بی‌ثباتی هر چه بیشتر خاورمیانه بودیم و وعده‌هایی که برای پایان اشغال عراق در مناظرات انتخاباتی خودسرمی داد و از طرف دیگر با حضور مستشاران و تفنگداران نظامی این خلأ را پر می‌کرد.

شکل‌گیری گروه تروریستی داعش که عامل اصلی بحران و نابودی منطقه در طول مدت شکل‌گیری تاکنون بوده است برآیند حضور طولانی‌مدت این کشور در عراق و به وجود آمدن خلأ قدرت در این کشور و شکل‌گیری گروه‌های مختلف و طیف‌هایی از دیگر گروهای بوده که به‌شدت بر اتحاد و یکپارچگی دولت عراق ضربه سهمگینی وارد کرده است.

حضور در شرایط ناآرام انقلاب‌های عربی، حمله به لیبی و بی‌ثباتی در سوریه، حمایت از عربستان در جنگ علیه یمن از دیگر عملکردهای اوباما است که با ذکر موارد بالا، می‌توانیم به‌وضوح به‌واقع گرایی تهاجمی این کشور در دوران مختلف ریاست جمهوری پی ببریم.

سیاست محور آسیا

در اواخر دوره ریاست جمهوری اوباما شاهد تغییر خط‌مشی سیاست خارجی از خاورمیانه به سمت شرق آسیا هستیم و بعد از بی‌ثباتی به وجود آمده در خاورمیانه به‌عنوان میراث اوباما، سیاست این کشور با توجه به حضور کشورهای قدرتمندی مثل چین، کره جنوبی، ژاپن و کره شمالی به این سمت چرخیده است.

البته بیشتر دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل معتقد هستند که سیاست محور آسیا، برای جلوگیری از قدرت هر چه بیشتر چین به‌عنوان ابرقدرت اقتصادی در جهان، برانگیختن کشورهای ایالات‌متحده ازجمله ژاپن و دیگر کشورهایی که با چین اختلاف مرزی دارند، برگزاری رزمایش‌های مختلف ایالات‌متحده بر فراز دریای چین جنوبی و شرقی با کشور ژاپن و همچنین برگزاری مانور نظامی با کره جنوبی برای تهدید کره شمالی و از طرف دیگر با آزمایش‌های اتمی و هیدروژنی این کشور در زمان‌های مختلف، همگی نشان از این دارد که ایالات‌متحده به دنبال حفظ رهبری در نظام بین‌الملل است.

اهمیت سیاسی و نظامی شرق آسیا می‌تواند به‌عنوان عامل و دلیل مهمی برای به وجود آوردن بحران در این منطقه باشد و همچنین حضور چین به‌عنوان یک کشور برتر در حال ظهور این تمرکز را شدت می‌بخشد.

ترامپ و ادامه سیاست محور آسیا

تشویش و بحران در جنوب شرق آسیا، گواه این است که سیاست ایالت متحده آمریکا به‌عنوان برنامه بلندمدت، برای حفظ برتری در نظام بین‌الملل، با ابزارهای مهمی همچون چین هراسی و بزرگنمایی تهدیدات کره شمالی صورت می‌گیرد.

در جریان انتخابات این کشور یکی از شعارهای اصلی ترامپ بعد از پاره کردن برجام، خارج کردن نیروهای نظامی خود از شرق آسیا خواهد بود، دولت‌ها ناظر این بودند که بعد از مدت‌ها بزرگ‌ترین بمب غیرهسته‌ای که به مادر بمب‌ها معروف است در زمان ریاست جمهوری ترامپ و در کشور افغانستان انفجار یافت.

هدف دولت ترامپ از این اقدام شروع خصمانه با دولت‌های بزرگ حاضر در چالش‌های امروز نظام بین‌الملل همانند روسیه، چین و کره شمالی است که باهدف قرار دادن پایگاه‌های هوایی در سوریه این کار شدت یافته است.

کره شمالی ازجمله کشورهایی است که با توجه به شرایط جغرافیایی خود و حمایت‌های روسیه و تا حدودی چین به دلیل منابع طبیعی این کشور، همواره سعی کرده که جواب تهدیدهای ایالات‌متحده و دیگر کشورهای تهدیدکننده را با آزمایش بمب‌های اتمی و هیدروژنی بدهد.

شلیک موشک هیدروژنی بر فراز آسمان ژاپن، ضمن اینکه قوانین هوایی بین‌المللی را نقض ژاپن و دیگر متحدان ایالات‌متحده را باقدرت هر چه بیشتر تهدید کرده است.

اولین سفر وزیر دفاع ایالات‌متحده به کشورهای ژاپن و کره جنوبی بود که نشان از اهمیت این منطقه در این برهه زمانی دارد و همچنین به بزرگ‌نمایی تهدیدات کره شمالی و چین هراسی سعی در آشوب در این مناطق رادارند.

سفر ترامپ به کره جنوبی و دیدار با موئه جان رئیس‌جمهور این کشور به دنبال یک پاسخ قاطع به کره شمالی است.

نکته جالب‌توجه این است که کشور چین بعد از ایالات‌متحده و روسیه در جایگاه سوم قدرتمندترین نیروهای مسلح جهان قرار دارند و دیگر کشورهای این منطقه ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، تایلند و تایوان در رده بیستم قرار دارند که بیشترین خرید سلاح را از ایالات‌متحده آمریکا در چند سال اخیر داشته‌اند.

این سخن معروف و نام‌آشنا را همه به یاد دارند که "جنگ هسته‌ای پیروز ندارد". تغییر خط‌مشی ایالات‌متحده از خاورمیانه به سمت جنوب شرقی آسیا، به این معنی است که خاورمیانه بی‌ثبات می‌تواند منافع آمریکا را با کمترین هزینه تأمین کند.

حال استراتژی سیاست این کشور به سمت جنوب شرقی آسیا است که باهدف اصلی جلوگیری از قدرت چین شکل‌گرفته است.

 نظریه ثبات هژمونیک ارگانسکی می‌تواند در این مبحث به کمک ما بیاید که نظم سیستمی زمانی حفظ می‌گردد که دولت‌های باقدرت و دولت‌های راضی با متحدانشان دارای قدرتی بیشتر نسبت به قدرت چالشگر باشند، جنگ زمانی رخ می‌دهد که دولت چالشگر خود را به همبستگی با دولت رهبر برساند.

ایالت متحده با توجه به دو عنصر چین هراسی و بزرگ‌نمایی تهدیدات هسته‌ای کره شمالی به دنبال آشوب در منطقه‌ای دیگر از جهان است.

منابع

  • قاسمی، فرهاد (1388)، اصول روابط بین‌الملل، تهران، انتشارات میزان چاپ دوم
  • محمد زاده ابراهیمی، فرزاد، ملکی، محمدرضا، امام‌جمعه زاده، سید جواد (1395)، سیاست خارجی آمریکا در پرتو راهبرد محور آسیایی دولت اوباما، فصلنامه مطالعات روابط بین‌الملل، سال نهم شماره 33

پایان پیام/224224



پربیننده ترین

نظر شما

نام
ایمیل شمــا
نظــــر


نظرات بینندگان
ترامپ ادامه‌دهنده سیاست محور آسیای اوباما در جنوب شرق آسیا است

نظرسنجی

آرشیو
شما بیشتر از چه طریق اخبار را دنبال می کنید؟

آخرین عناوین

پربازدید ترین

آرشیو