نمایندگی خودرو تشویر
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۶:۰۷
صفحه نخست » عمومی
نظری به یک چشم انداز ابدی!
از اینکه بزرگان دین مسیح و یهود، مولود و حضور یک منجی را پیشگویی می کنند و به دنبال او هستند و نشانه هایش را در نوزاد تازه متولد شده آمنه می یابند

شهید گمنام - ... خیلی دویدم تا حتما" قبل از شروع فیلم و ساعتی که بلیط داشتم، به سینما برسم. آخر برایم خیلی مهم بود که از اولین لحظات آغاز فیلم را در سینما باشم... همین عجله ام هم باعث شد که حتی کمی زودتر از ساعتی که بلیط داشتم به آنجا برسم... وارد سینما شدم و بلیطم را نشان دادم و بر روی یکی از صندلی های سالن انتظار نشستم.

 نیم ساعتی تا شروع فیلم باقی مانده بود و من که برای آغاز فیلمی که این روزها گیشه های اکثر سینماهای کشور را پرکرده ، لحظه شماری می کردم... فرصتی پیدا کردم تا توجهی به افرادی کنم که برای دیدن فیلم " محمد رسول الله " وارد سالن سینما می شوند...

اولین نکته جالب این بود که افرادی که برای دیدن فیلم آمده بودند اکثرا" از قشر جوان بودند و جالب تر اینکه نه فقط بچه های مذهبی به صورت دوستانه و گروهی با هم قرار گذاشته بودند و آمده بودند... بلکه جوانانی هم در این میان بودند که ظواهر و حجاب خوبی نداشتند و بعضا" به صورت جمع های دختر و پسر با هم آمده بودند اما...

... اما از همان لحظات اول ورود به سینما احساس کردم که هر کس که برای دیدن این فیلم آمده، با پای خود نیامده و یقینا" با نظر محبت آمیز پیامبر مهربانی ها به اینجا کشیده شده است... مشغله های روزانه اکثر اوقات توفیق ذکرعظیم صلوات را از یادم می برد... ولی نمی دانم چرا ناخودآگاه دلم میخواست صلوات بفرستم و تا درهای سالن باز شود، این حال خوش غریب با من بود!

 سر ساعت 5 غروب در سالن باز شد و جمعیت به داخل سالن سینما رفتند... همه وارد شدیم و نشستیم و فیلم شروع شد... از آمنه و عبدالمطلب و ابوطالب و ... پیش از ولادت پیامبر... یکی از ویژگی های منحصر به فرد فیلم اینجاست که بیشتر از کسانی می گوید که کمتر شناختی نسبت به آنها وجود دارد و کمتر از آنها صحبت شده و اطرافیان پیامبر در آن بیشتر معرفی می شوند و این بسیار برای بیننده تازگی و جذابیت دارد... گفتن و معرفی احوالات و خصوصیات آمنه مادر بزرگوار پیامبر که به حق شایستگی او و خصوصیات اخلاقی بزرگوارانه اش به زیبایی در فیلم نشان داده شده ... از مقام بلند پدربزرگ پیامبر، عبدالمطلب و بزرگی روحش و سختی هایی که برای حفظ جان پیامبر متحمل می شود...

 از اینکه بزرگان دین مسیح و یهود، مولود و حضور یک منجی را پیشگویی می کنند و به دنبال او هستند و نشانه هایش را در نوزاد تازه متولد شده آمنه می یابند و حتی خطراتی که برخی از یهودیان برای جان پیامبر ایجاد می کنند وعبدالمطلب و ابوطالب عموی پیامبر عاشقانه و آگاهانه و مدبرانه در حفظ جان این منجی بشریت می کوشند و دیدن فیلم باعث می شود که تازه احساس کنی که چقدر تو را به عنوان یک مسلمان، مدیون خود کرده اند و چه سختی هایی که در مسیر رسیدن پیامبر به نبوت وجود داشته و چه جانفشانی هایی در این مسیر صورت گرفته است!

و از همه اینها مهم تر و برجسته تر، برکت و نعمتی ست که با ولادت پیامبر و قدم گذاشتن او در هر مکانی و در هر جمعی بر ایشان نازل می شود... که این نیز بی دلیل نیست!  و دلیل آن که لیاقت و شایستگی و بصیرت یک کودک از همان سنین کودکی ست، به وضوح نشان داده می شود... اینکه محمد برخلاف سن کمش و برخلاف بسیاری از مردان بزرگسال عرب، فهم بیشتری از دین و خدا و مفاهیمی دارد که عبدالمطلب و آمنه به او می آموزند... و همین است که احساس حسادت برخی بی بصیرتان را بیشتر بر می انگیزد.

و مثال آن در صحنه هایی از فیلم متجلی می شود مانند صحنه بیماری حلیمه که محمد در زمانه رواج بت بپرستی، در کمال بصیرت سنگ ها و طلسم ها و بت ها را از روی صورت و بدن دایه خود دور می کند و به شفای او بوسیله دعا و درخواست از خداوند یکتا اعتقاد دارد... یا صحنه طغیان دریا در شام که محمد باز هم با بصیرتی بی بدیل، قربانیان در نظر گرفته شده برای بت ها را  آزاد می کند و رو به دریا با قلبی مملو از ایمان، نعمت و روزی را برای آن مردم بیچاره که التماس کنان به بت ها و با کشتن یک زن و کودک، به دنبال روزی هستند می گیرد و به برکت ایمان او، نعمت بر ایشان سرازیر می شود.

...و در همین نمونه هاست که نشان داده می شود که محمد استحقاق مقام نبوت را دارد و این بیت حافظ در ذهن متبادر می سود که

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض

ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود!

... حال و هوای آمنه مادر پیامبر به خوبی و زیبایی تا لحظه مرگ و وداع با پیامبر نشان داده می شود و فرصت های فراقی که آمنه باید برای صلاح فرزند خاص و دردانه اش تحمل کند!... حلیمه دایه پیامبر هم به خوبی معرفی شده... زنی عاشق که حقیقتا"  لیاقت دایه گی کودکی همچون محمد را که برگزیده خداوند است، را داشته است و به حقیقت مادر دوم پیامبر بوده است... صحنه هایی احساسی و فوق العاده ای که از محبت میان پیامبر و حلیمه وجود داشته، بسیار خوب ترسیم شده و صحنه های عاشقانه او با مادر نیز به همین صورت بر مزار پدر، در سفر و حتی در فراق محمد زمانی که او را برای شیر دادن به حلیمه سپرده بود...همه و همه صحنه هایی ست که بر دل می نشیند.

به ذهن می رسد که اگر نام فیلم می خواست چیزی به غیر از نام پیامبر باشد، نام "برکت" شاید شایسته ترین نامی بود که میشد بر این فیلم نهاد. در تمامی فیلم محمد رسول الله، از آغاز تولد پیامبر، وفور نعمت و فراوانی رحمت و برکت به خوبی نشان داده شده و حتی آبرومندی محمد، پیامبرعظیم الشان اسلام در همان دوران کودکی، در قالب معجزه هایی به تصویر کشیده شده است... مانند دعای او برای حلیمه در هنگام مریضی سخت و شفای او، یا نجات مادر و دو کودکی در شام که به عنوان قربانی برای بت ها در معرض مرگ بودند و با ایمان عمیق محمد، نعمت بر آنها سرازیر می گردد و ... و همه و همه اینها باعث می شود که در دل افتخار کنی که به او ایمان داری و پیرو دین چنین پیامبری هستی.

اینکه چهره پیامبر را نشان نمی دهند، نه تنها از جاذبه کار کم نمی کند بلکه کاری ست که البته به درستی صورت گرفته و هم بیشتر دل را آب می کند برای تصور روی پیامبر مهربانی ها... قدم زدم با نگاه دوربین به همراه کودکی که می دانی قدرتی بزرگ با خود دارد و قرار است به عنوان برگزیده خداوند صاحب مقام نبوت شود، خودش شور عجیبی را ایجاد می کند...

 صحنه های خاصی همچون سپاه ابرهه واصحاب فیل، به خروش آمدن دریا در برابرعظمت محمد کوچک اما بزرگ، صحنه هدایت شدن حلیمه به دنبال شترش به خانه پیامبر، عاشقانه های حلیمه و البته آمنه، طواف عبدالمطلب و وداع او با دنیا و ... از زیبایی های خاص فیلم به شمار می روند... و فیلم جلو می رود بدون اینکه مانند هر سینمای دیگری صدای خوردن چیپس و پفک و ... به گوش برسد.

 

... دیگر چشم ها به تاریکی عادت کرده اند و وقتی به جمعیت در دل تاریکی نگاه می کنی، می بینی که همه مسحور و مبهوت پلک هم نمی زنند... و اینها همان جوانانی هستند که بیرون در سالن سینما صدایشان همه جا را برداشته بود... با نزدیک شدن به لحظات پایانی فیلم و اوج تاثیرگذاری آن بر دل ها و دیده ها ... با هر بار برده شدن نام پیامبر، همه صلوات می فرستادند که نه اینکه از جنبه شایستگی رسول خاتم، بعید باشد بلکه عموما" در چنین مکانی با چنین صحنه ای مواجه شدن بعید است اما...

...اما این پیامبر بود که دل های ببیندگان فیلمش را شیدا و نرم کرده بود ... و با پایان فیلم و روشن شدن چراغ ها همه با انرژی و شور و حال خاصی خارج می شدند و حرف می زدند و تعریف می کردند و صلوات می فرستادند!... ساعت 8 غروب فیلم تمام شد و دقیقا" وقت اذان مغرب بود که از سالن بیرون آمدیم... و صدای اذان همه جا می پیچید...

وضو داشتم... رفتم داخل مسجدی که نزدیک سینما بود و مهر را گذاشتم و رو به قبله ایستادم  و شروع کردم به اذان گفتن... و این بار با حال دیگری ... با حالی عاری از غفلت ... و سرشار از عشق و بصیرت... گفتم:  اشهد انّ محمدا" رسول الله ...

... چه لذتی داشت...!

چه لذتی دارد ...

پیامبر را پیش از این می شناختیم ... اما غبار غفلت بر آینه دل هایمان نشسته بود و ...

او دوباره با دعوتش عاشقمان کرده بود!

...حالا صلوات فرستادن حال دیگری داشت...

اللهم صل علی محمد و آل محمد





نظرات بینندگان
نظری به یک چشم انداز ابدی!

نظرسنجی

آرشیو
بهترین گزینه برای شهردار شهر مُهـر کیست؟

آخرین عناوین

پربازدید ترین

آرشیو